ذبيح الله صفا

1314

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

قصيده و غزل توانا و بنابر عادت شعراى همعصر خود بسرودن قصايد مصنوع متمايل بوده است . دولتشاه دربارهء او گويد « 1 » : « شيخ عارف آذرى عليه الرحمه در كتاب جواهر - الاسرار قصيده‌يى از قصايد مولانا شرف الدّين رامى را ايراد مىكند كه تمامى صنايع و بدايع شعر در آن قصيده مندرج است . . . تمامى قصايد و مقطعات او متين و مصنوع است و مستعدّانه . . . » و در غزل نيز توانا بود و از اشعارش علاوه‌بر آنچه همراه با نثر او مىبينيم ابياتى از قصيده و غزل باقى مانده و از آن جمله است اين غزل : ندانم از چه سبب چشم يار عين بلاست * كه زلف و خال خوشش دام و دانهء دل ماست دلم هميشه ز مهر دهان او تنگست * قدم ز ابروى پيوسته‌اش هميشه دوتاست شنيده‌ام كه بسالى شبى بود يلدا * بت مرا ز چه رو هر مهى دوشب يلداست رهين آن لب لعلم كه بنده‌اش لؤلوست * غلام آن خط سبزم كه عنبرش لالاست به پيش سنبل پرچين عنبر افشانش * ز مشك اگر سخنى گويم آن حديث خطاست چو موى او شب عمرم بسر رسيد و هنوز * سر از خيال سر زلف او پر از سوداست شرف بوعدهء خوبان بباد نتوان رفت * كه هر نفس كه زدى بىنگار باد هواست وفات شرف الدين رامى را در سال 795 نوشته‌اند « 2 » و در صحت اين قول ترديد است « 3 » . شرف الدين رامى بتحقيق در صنايع شعريه يا بحث در مسائل مربوط بشعر علاقه داشت و دو اثر منثور او هم در همين مسائل است . نخست كتاب انيس العشاق است كه شرف الدين آن را بنام شيخ اويس ايلكانى نوشت و موضوع آن ذكر تشبيهاتى است كه هنگام بيان اوصاف معاشيق به كار آيد و شرف الدين ضمن بيان اين تشبيهات اشعارى از شاعران استاد نقل كرده و در موارد لزوم بحث‌هايى نيز نموده است . - دوم كتاب حدائق الحقائق كه پيش‌ازين دربارهء آن سخن گفته‌ام و آن نيز بنام شيخ اويس ايلكانى نگارش

--> ( 1 ) - تذكرة الشعراء ص 344 ( 2 ) - دانشمندان آذربايجان ص 191 ( 3 ) - مقدمهء انيس العشاق صفحهء ( د )